مدح و شهادت پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
یـا رسـولَ الله مـمـنـونم ز الـطـاف شـما اینکه هستم روز و شب اطراف و اکناف شما نیستم از زمرۀ اصحابِ ناب و راستـین هـستـم اما از سرِ تـوفـیـق اطـراف شما از خدا خواهم نگردم دور، یک آن از درت تا ندانم خویش را، پنهان ز اِشراف شما جمله ذرات جهان، هستـند از اَحـبابِـتان کیست داند ذرهای از کـوهِ اوصاف شما دردِ دل ناگفته دانی، یک توسل کافی است ای دلـم آئــیـنـۀ رخــسـارِ شـفــاف شـمـا در عمل هستم غدیری، با اِطاعت از علی نیـسـتم هـنـگـامـۀ لـبـیـک، حـراف شـما نیـسـتـم اهل فـرار از تـنگۀ سخـتِ اُحـد رهـسـپـارم با عـلـی تـا قـلـۀ قـاف شـمـا تو اَبالزهرائی و من عبد کویش از ازل حبّ زهرا دارم از اَخلاف و اَسلاف شما ای علی را برترین محبوب، محبوبِ دلم ای خدایت با خـبر از آن دلِ صاف شما بینِ مـردم، از همه کـسبِ حـلالیَّت کنی جان بقریان صفا و عدل و انصاف شما قاتلَت با حیله زَهرت داد، صد لعنت به او ای شهـادت جامـۀ زیـبـا و زربـاف شما لحـظۀ آخـر هم از یاریِ حـیدر دم زدی دشمنت مانع شد از تـثـبـیتِ اهداف شما دوزخِ اهلِ نفاق از اهلِ عصیان بدتر است در قیامت میشود روشن ز اَعراف شما تشنه لب را جای آب از نیزه سیرابش کنند شد گـریز روضۀ من، سـورۀ کاف شما از دَمِ شمشیرشان، سبطِ پیمبر کشته شد از غلافِ تیغشان، زهرای اطهر کشته شد |